ترجمه "winna" به فارسی
گناهکار ترجمه "winna" به فارسی است.
winna
noun
feminine
Winowajczyni [..]
-
گناهکار
adjectiveWysoki sądzie, uznanie tych ludzi winnymi będzie zbrodnią ciążącą na was aż do dnia śmierci.
اعضاى محترم دادگاه ، گناهکار دانستن اين افراد يک جنايته.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " winna " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "winna" با ترجمه به فارسی
-
بزهکار · مجرم · مقصر · گناهكار · گناهکار
-
حساب بدهی
-
بدهکار بودن
-
گناهکار
-
تاک · درخت انگور · رز · موها · موها (درخت)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن