ترجمه "wróg" به فارسی
دشمن, خصم, ضد بهترین ترجمه های "wróg" به فارسی هستند.
wróg
noun
masculine
دستور زبان
nieprzyjaciel, osoba lub obiekt darzony negatywnymi uczuciami [..]
-
دشمن
nounNajlepszą bronią przeciw wrogowi jest inny wróg.
بهترین سلاح علیه یک دشمن، دشمن دیگر است.
-
خصم
noun -
ضد
nounMimo to pod wpływem propagandy nazistowskiej sąsiedzi zaczęli nas traktować jak wrogów.
با این وجود، بر اثر تبلیغات نازی، همسایهها به ضد ما برخاستند.
-
ترجمه های کمتر
- عدو
- منافی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wróg " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wróg" با ترجمه به فارسی
-
دشمنی
-
دشمنان طبیعی
-
جامعه باز و دشمنان آن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن