ترجمه "wrona" به فارسی

کلاغ, غراب, كلاغهاي سياه بهترین ترجمه های "wrona" به فارسی هستند.

wrona noun feminine دستور زبان

ornit. ptak z rodziny krukowatych; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلاغ

    noun

    Poderżnij mu gardło, bo powie o nas wronom.

    گلوش رو ببُر و گرنه به کلاغ ها ميگه که اينجاييم.

  • غراب

    noun
  • كلاغهاي سياه

  • ترجمه های کمتر

    • كورووس
    • کلاغ ابلق
    • کلاغها
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " wrona " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Wrona Proper noun noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کلاغ

    noun

    Wideo: Wrony stały się niebywale biegłe w radzeniu sobie w nowym miejskim środowisku.

    راوی: کلاغ ها مهارت بسیاری برای زندگی در منطقه های شهری پیدا کرده اند.

تصاویر با "wrona"

عباراتی شبیه به "wrona" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "wrona" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه