ترجمه "wrogi" به فارسی
دشمنی ترجمه "wrogi" به فارسی است.
wrogi
adjective
masculine
دستور زبان
właściwy wrogowi/nieprzyjacielowi, wrogo nastawiony; nieprzyjazny, nieżyczliwy [..]
-
دشمنی
nounW myśl tej nauki duchy mogą zostać albo potężnymi przyjaciółmi żywych, albo ich groźnymi wrogami.
در غیر این صورت روح متوفیٰ ممکن است سر دشمنی با زندگان بگذارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrogi " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wrogi" با ترجمه به فارسی
-
خصم · دشمن · ضد · عدو · منافی
-
دشمنان طبیعی
-
جامعه باز و دشمنان آن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن