ترجمه "wrzosowisko" به فارسی
خلنگسارها, خلنگزار, دشت بهترین ترجمه های "wrzosowisko" به فارسی هستند.
wrzosowisko
noun
neuter
دستور زبان
bezleśna formacja zimozielonych krzewinek, w której dominują wrzosy; [..]
-
خلنگسارها
-
خلنگزار
-
دشت
nounWielkie psisko grasujące po wrzosowisku, było jak zbawienie.
اگه يه سگ بزرگ رو بندازيم تو دشت که ول بگرده خيلي عالي ميشه.
-
ترجمه های کمتر
- زمین بایر
- زمینهای مردابی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wrzosowisko " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "wrzosowisko"
عباراتی شبیه به "wrzosowisko" با ترجمه به فارسی
-
خاکهای خلنگزار
-
خلنگزار · خلنگسارها · زمینهای مردابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن