ترجمه "wschód" به فارسی
مشرق, خاور, شرق بهترین ترجمه های "wschód" به فارسی هستند.
astr. chwila pojawienia się ciała niebieskiego (w domyśle: Słońca) nad horyzontem [..]
-
مشرق
noun„Jak daleko jest wschód słońca od jego zachodu, tak daleko odsunął od nas nasze występki.
به اندازهای که مشرق از مغرب دور است، بهمان اندازه گناهان ما را از ما دور کرده است.
-
خاور
nounjedna z czterech stron świata
To zawsze było moje marzenie, jechać zobaczyć daleki wschód.
بزرگترین آرزوی عمرم اینه که توی خاور دور وقتمو بگذرونم.
-
شرق
nounKiedy są zwróceni na wschód, czas płynie w stronę ciała.
وقتی به سمت شرق بودند، زمان به سمت بدن بیان میشد.
-
ترجمه های کمتر
- اغاز
- سپیده دم
- صبح
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wschód " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
kraje południowej i wschodniej Azji (np. Indie, Chiny, Japonia) [..]
"Wschód" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Wschód در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "wschód"
عباراتی شبیه به "wschód" با ترجمه به فارسی
-
خاور دور
-
خاورمیانه
-
خاورمیانه
-
خاور نزديك · خاورمیانه
-
خاور دور
-
شمال شرقی
-
پيدايي گياهچه · پیدایی
-
آلمان (شرقی)