ترجمه "wschodni" به فارسی
شرقی ترجمه "wschodni" به فارسی است.
wschodni
adjective
masculine
دستور زبان
mający miejsce na wschodzie, dotyczący wschodu, skierowany na wschód [..]
-
شرقی
adjectiveWzdłuż wschodniej granicy starożytnej Palestyny znajdowało się pasmo górskie.
در کرانه مرز شرقی فلسطینی باستان رشتهکوهی وجود دارد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " wschodni " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "wschodni" با ترجمه به فارسی
-
روغن کنجد · کنجد
-
سرو تبری
-
آسیای شرقی · شرق آسیا
-
خرمالوي ژاپني · ديوسپيروس كينانسيس · دیوسپیروس کاکی
-
استان آذربایجان شرقی
-
شرق آسیا
-
برلين شرقي · برلين غربي · برلین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن