ترجمه "Comando" به فارسی
فرمان, فرمایش, فرمان بهترین ترجمه های "Comando" به فارسی هستند.
Comando
-
فرمان
nounMontem o Sistema de Comando de Incidentes nesses galpões..
و يه مرکز فرمان واقعه تو هر کدوم از اون آشيونه ها بر پا کنيد
-
فرمایش
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Comando " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
comando
noun
verb
masculine
دستور زبان
-
فرمان
nounO Criador, que comanda as estrelas, tem poder para apoiar seus servos.
آفریدگاری که ستارگان را زیر فرمان خویش دارد، قدرت حمایت از خادمانش را نیز داراست.
-
اُرد
-
تکاور
nounTem algum comando aqui?
اينجا تکاور داري ؟
-
ترجمه های کمتر
- تکاوری
- دستور
عباراتی شبیه به "Comando" با ترجمه به فارسی
-
خلبان یک
-
دکمه فرمان
-
چیز یافته
-
خاموشکردن
-
فرمان بدون محدودیت
-
پنجره اعلان فرمان
-
خط فرمان
-
اداره کردن · تجویز کردن · نسخه نوشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن