ترجمه "comandar" به فارسی
اداره کردن, تجویز کردن, نسخه نوشتن بهترین ترجمه های "comandar" به فارسی هستند.
comandar
verb
دستور زبان
-
اداره کردن
verbNão é um modo eficiente de comandar aqui.
اداره کردن یه سازمان به این روش بازدهی خوبی نداره.
-
تجویز کردن
verb -
نسخه نوشتن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comandar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comandar" با ترجمه به فارسی
-
خلبان یک
-
دکمه فرمان
-
چیز یافته
-
خاموشکردن
-
اُرد · تکاور · تکاوری · دستور · فرمان
-
خط فرمان
-
فرمان · فرمایش
-
پنجره اعلان فرمان
اضافه کردن مثال
اضافه کردن