ترجمه "Pata" به فارسی

پنجه, چنگال, پا بهترین ترجمه های "Pata" به فارسی هستند.

Pata
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پنجه

    noun

    Segundo as nossas fontes, o Patas tentou eliminar o pombo, Seamus.

    منابع ما اطلاع دادن که چند پنجه ميخواسته اين کبوتر به نام شيموس رو از بين ببره

  • چنگال

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Pata " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

pata noun feminine دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • پا

    noun

    Os insectos são animais que andam sobre seis patas.

    حشرات حیواناتی هستند که روی ۶ پا راه میروند.

  • اردک

    noun

    Como forçar comida goela abaixo de um pato para fazer foie gras.

    مثل پايين دادن غذا در گلوي يه اردک تا براي پخت آماده اش کني.

  • سم

    noun

    – Se eu tivesse patas e uma cauda pontiaguda, daí acreditaria?

    شايد اگه سم و دم نوک تيز داشتم بيشتر متقاعد مي شدي ؟

  • ترجمه های کمتر

    • پنجه
    • سپل
    • مرغابی
    • بت
    • پای کوبیدن
    • پنجول
    • کفشک

تصاویر با "Pata"

عباراتی شبیه به "Pata" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Pata" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه