ترجمه "pato" به فارسی

اردک, مرغابی, اردکها بهترین ترجمه های "pato" به فارسی هستند.

pato noun masculine دستور زبان

De 1 (ave)

+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • اردک

    noun

    De 1 (ave)

    Como forçar comida goela abaixo de um pato para fazer foie gras.

    مثل پايين دادن غذا در گلوي يه اردک تا براي پخت آماده اش کني.

  • مرغابی

    noun

    termo genérico para pássaros da família Anatidae [..]

    Uma pena, pergaminho, salsicha de pato, amêndoas, e um pouco de queijo duro.

    یک پر برای نوشتن ، مقداری کاغذ نوشتن ، سوسیس مرغابی مقداری مغز بادوم و مقداری پنیر سفت

  • اردکها

    Eram pradarias e florestas e zonas húmidas, áreas de patos e de todo o tipo de coisas.

    قبلا هامون و جنگل و دشت چالهای و محل زندگی اردکها و اینگونه موارد بود.

  • ترجمه های کمتر

    • ordak
    • آناس
    • اردكهاي بالغ نر
    • بت
    • كايرينا
    • مرغابی نر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pato " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pato
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرغابیسانان

  • پاتو (ورزش)

تصاویر با "pato"

عباراتی شبیه به "pato" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pato" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه