ترجمه "patinho" به فارسی
بچه اردک, جوجه اردک, جوجهاردكها بهترین ترجمه های "patinho" به فارسی هستند.
patinho
noun
masculine
دستور زبان
-
بچه اردک
nounNão, os patinhos estão tristes porque não podem brincar.
نه بچه اردک ها ناراحتن که نميتونن بازي کنن
-
جوجه اردک
nounViste os patinhos no jardim?
اون جوجه اردک ها رو ديدي توي حياط ؟
-
جوجهاردكها
-
خوتکا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " patinho " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "patinho" با ترجمه به فارسی
-
تنجه
-
اردک سیاه
-
اردک دمدراز
-
پنجه · چنگال
-
آنقوت
-
مرغابیسانان · پاتو (ورزش)
-
کلهسبز
-
اردک جنگلی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن