ترجمه "batida" به فارسی
تودهنی, سیلی, ضربه بهترین ترجمه های "batida" به فارسی هستند.
batida
noun
verb
feminine
دستور زبان
Circunstância na qual dois ou mais veículos acidentalmente colidem. [..]
-
تودهنی
noun -
سیلی
nounEu quero bater em você por deixar ele te tocar...
میخوام واسه اینکه گذاشتی اون بهت دست درازی کنه بهت سیلی بزنم
-
ضربه
nounIsso é alguém que bate com sucesso quatro vezes em cada dez.
توجه کنید این بازیکن بازیکنی است که از ده ضربه، چهار ضربه موفق دارد.
-
میلک شیک
Um restaurante cheio de batidos e mesas desdobráveis?
رستوران پر از میلک شیک و تاشو ها ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " batida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "batida" با ترجمه به فارسی
-
اسب جنگی · شارژر باتری
-
مشمئز شدن
-
درام
-
بزن به تخته
-
پرورش جوجه
-
باتری · تبل · درام
-
به یک باتری احتیاج دارم
-
اعلام کردن · افرین گفتن · ندا دادن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن