ترجمه "interromper" به فارسی

ادامه ندادن, بس کردن, بچه انداختن بهترین ترجمه های "interromper" به فارسی هستند.

interromper verb دستور زبان
+ اضافه کردن

پرتغالی-فارسی فرهنگ لغت

  • ادامه ندادن

    verb
  • بس کردن

    verb

    Eu devia tê-lo interrompido.

    من بايد بس ميکردم.

  • بچه انداختن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • بی نتیجه ماندن
    • ریشه نکردن
    • سقط کردن
    • قطع کردن
    • منقطع کردن
    • نوبت داشتن
    • نوبت شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " interromper " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "interromper" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "interromper" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه