ترجمه "bala" به فارسی

بخش, جهیزیه, مهریه بهترین ترجمه های "bala" به فارسی هستند.

bala
+ اضافه کردن

اسلوونیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بخش

    noun

    Res vas je bilo čudovito spoznati, vendar se bojim, da se bo divjačina ohladila.

    ... خب ، آشنايي با شما لذت بخش بود ولي متاسفانه گوشت آهو داره يخ مي کنه

  • جهیزیه

    noun
  • مهریه

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " bala " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "bala" با ترجمه به فارسی

  • اب رفتن · بی اثر بودن · ترسیدن · فنری بودن · پلاسیده شدن · چروک شدن · چین خوردن
  • بالی
  • نبرد من
  • boj
    تنازع · جدال · جنگ · جنگاوری · رزم · رقابت · مبارزه · محاربه · نبرد · نزاع · همچشمی · پیکار · کشمکش
  • bat
    دسته هاون · سنبه · سوسک · پتک · پیستون · چوگان
  • بی اثر بودن · ترسیدن · فنری بودن · چروک شدن
  • بالی
اضافه کردن

ترجمه های "bala" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه