ترجمه "bati" به فارسی
ترسیدن, بی اثر بودن, فنری بودن بهترین ترجمه های "bati" به فارسی هستند.
bati
دستور زبان
-
ترسیدن
Verb verbNisem bil veliko starejši, pa so se me že vsi bali.
من سنم از اون زیادتر نبود اما همون موقع هم همه ازم می ترسیدن.
-
بی اثر بودن
verb -
فنری بودن
verb -
چروک شدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " bati " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "bati" با ترجمه به فارسی
-
اب رفتن · بی اثر بودن · ترسیدن · فنری بودن · پلاسیده شدن · چروک شدن · چین خوردن
-
بالی
-
نبرد من
-
تنازع · جدال · جنگ · جنگاوری · رزم · رقابت · مبارزه · محاربه · نبرد · نزاع · همچشمی · پیکار · کشمکش
-
دسته هاون · سنبه · سوسک · پتک · پیستون · چوگان
-
بخش · جهیزیه · مهریه
-
بالی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن