ترجمه "Plankton" به فارسی
پلانکتون, پلانکتون بهترین ترجمه های "Plankton" به فارسی هستند.
Plankton
-
پلانکتون
nounPlankton har en plan som kan rädda Bikinibotten.
پلانکتون براي نجات بيکيني باتم يه نقشه داره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Plankton " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
plankton
Noun
دستور زبان
-
پلانکتون
nounNattetid jagar de småfisk bland planktonet, men de är på sin vakt.
شب هنگام آنها يک ماهي کوچک را ميان پلانکتون ها يافتند ولي او هوشيار است
اضافه کردن مثال
اضافه کردن