ترجمه "plant" به فارسی
گياه ترجمه "plant" به فارسی است.
plant
adjective
-
گياه
nounDet krävs sex till åtta midjehöga plantor per person.
و ما ۶ تا ۸ گياه تا بلندی کمر به ازای هر فرد احتياج داريم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plant" با ترجمه به فارسی
-
سطح شیبدار
-
تعریف سیاره
-
برنامه شماره گيري
-
برنامه · صاف · صفحه · طرح · مسطح · میدان بازی · نقشه · هموار · پلان
-
اختر · سیاره
-
بوته · سبزی · نهال · گياه
-
صفحه
-
زاویه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن