ترجمه "planta" به فارسی

گياه, نهال, سبزی بهترین ترجمه های "planta" به فارسی هستند.

planta noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • گياه

    noun

    Det krävs sex till åtta midjehöga plantor per person.

    و ما ۶ تا ۸ گياه تا بلندی کمر به ازای هر فرد احتياج داريم.

  • نهال

    Noun

    har ökat plantornas motståndskraft mot kommande påfrestningar.

    مقاومت آن نهالها را در مقابل فشارهای پیش رو افزایش داده است.

  • سبزی

    noun
  • بوته

    noun
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " planta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "planta" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "planta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه