ترجمه "frysa" به فارسی

yakh zadan, فسردن, منجمد کردن بهترین ترجمه های "frysa" به فارسی هستند.

frysa verb دستور زبان

känna kyla [..]

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • yakh zadan

  • فسردن

  • منجمد کردن

    verb

    Förra killen blev hon galen och frös allt.

    آخرين باري که به يه مرد معرفيش کردم ، همه جا رو منجمد کرد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frysa " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "frysa" با ترجمه به فارسی

  • باران منجمد
  • منجمد کننده · یخدان
  • فسرده · یخزده
  • سرد · فسرده · یخزده
اضافه کردن

ترجمه های "frysa" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه