ترجمه "frys" به فارسی
یخدان, منجمد کننده بهترین ترجمه های "frys" به فارسی هستند.
frys
noun
verb
common
w
دستور زبان
-
یخدان
noun -
منجمد کننده
nounSom om det utsatts för Supergirls frysande andedräkt.
مثل بعد از اینکه در معرض نفس منجمد کننده ی " سوپرگرل " قرار بگیره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frys " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "frys"
عباراتی شبیه به "frys" با ترجمه به فارسی
-
باران منجمد
-
فسرده · یخزده
-
yakh zadan · فسردن · منجمد کردن
-
سرد · فسرده · یخزده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن