ترجمه "frun" به فارسی
خانم, مادام بهترین ترجمه های "frun" به فارسی هستند.
frun
noun
-
خانم
nounEfter det slog han sönder fruns porträttram i vrede.
بعدش با عصبانيت قاب عکس خانم رو شکست.
-
مادام
nounUrsäkta frun, vi granskarfastigheten.
مادام ، ما بايد جاهايي رو که احتمال ميديم رو چک کنيم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frun " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "frun" با ترجمه به فارسی
-
خانم · زن · زوجه · عیال
اضافه کردن مثال
اضافه کردن