ترجمه "slunga" به فارسی

فلاخن, جهش کردن, پرت کردن بهترین ترجمه های "slunga" به فارسی هستند.

slunga verb noun common دستور زبان
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاخن

    noun

    David använde en slunga när han dödade jätten Goljat.

    فلاخن، سلاحی بود که داود برای کشتن جُلْیاتِ غولپیکر به کار گرفت.

  • جهش کردن

    verb
  • پرت کردن

    verb
  • پرتاب کردن

    verb

    David slungade i väg stenen.

    داوود سنگ را پرتاب کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slunga " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Slunga
+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • فلاخن

    noun

    Slungan finns avbildad i både egyptisk och assyrisk konst från Bibelns tid.

    در آثار هنری مصریان و آشوریان باستان فلاخن دیده میشود.

اضافه کردن

ترجمه های "slunga" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه