ترجمه "spel" به فارسی

بازی, بازی کردن بهترین ترجمه های "spel" به فارسی هستند.

spel noun neuter دستور زبان

Något att roa sig med eller fördriva tiden med; en förströelse.

+ اضافه کردن

سوئدی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازی

    noun

    Vi spelar ofta schack.

    ما اغلب شطرنج بازی می کنیم.

  • بازی کردن

    verb

    Nån frågade henne om hon nånsin spelat lacrosse.

    یکی ازش بپرسه تابه حال لاکراس بازی کرده یا نه!

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " spel " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "spel"

عباراتی شبیه به "spel" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "spel" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه