ترجمه "spela" به فارسی
båzi kardan, نواختن, هنرپیشه شدن بهترین ترجمه های "spela" به فارسی هستند.
spela
verb
دستور زبان
spela (ett spel)
-
båzi kardan
-
نواختن
verbSå jag laddade ner noterna och började spela.
آن را دانلود کردم و شروع به نواختن کردم.
-
هنرپیشه شدن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " spela " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "spela"
عباراتی شبیه به "spela" با ترجمه به فارسی
-
در حال پخش
-
گیم پلی گروهی
-
ضبط نمایش اسلاید
-
حلقه · حلقه زدن
-
بازیهای رایانه
-
گیمپلی غیرخطی
-
مهم بودن
-
بازی · بازی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن