ترجمه "Alien" به فارسی
خارجی, اجنبی, بیگانه بهترین ترجمه های "Alien" به فارسی هستند.
Alien
ترجمه خودکار " Alien " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Alien" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Alien در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
ترجمه با املای جایگزین
alien
adjective
verb
noun
دستور زبان
A person, animal, plant, or other thing which is from outside the family, group, organization, or territory under consideration. [..]
-
خارجی
nounforeigner
But it's not just an alien invasion of intelligent machines.
اما این تنها یک تهاجم خارجی ماشین های هوشمند نیست.
-
اجنبی
nounA person who comes from a foreign country.
-
بیگانه
adjectiveYou can't keep an alien locked up in your barn.
باشه ، نمیتونی یه بیگانه رو توی انباریت نگه داری.
-
ترجمه های کمتر
- غریب
- غریبه
- ناسازگار
- بيگانه
- یجراخ
- ناآشنا
- متفاوت
- مغایر
- اجنبى
- الین
- خارجى
- غیرخودی
- نامحرم
- مخالف
- (حقوق) انتقال مالکیت
- (در رمان های علمی - تخیلی) موجود فضایی
- انتقال دادن
- تبعه ی خارجی
- غریبه بودن
- منحرف کردن
- وابسته به بیگانگان
- واگذار کردن
عباراتی شبیه به "Alien" با ترجمه به فارسی
-
نامانوس به خود
-
حق گمرکی
-
خارجی دشمن (کسی که مقیم کشوری باشد که با کشور او در جنگ است)
-
قابلیت انتقال یافروش
-
ازخودبیگانگی
-
از خود بیگانگی · بی خویشتنی · بی میلی · بیزاری · بیگانگی · بیگانگی (از خود یا دیگران) · جدایی · دوری · روان پریشی · غربت · ناهمبستگی · واپیوستگی
-
)تراک نیرگ( یچراخ مان تبث تراک
-
یجراخ صخش یترجاهم عضو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن