ترجمه "alienated" به فارسی

انتقال شده, برگردانده, خراب واگذارنده بهترین ترجمه های "alienated" به فارسی هستند.

alienated adjective verb دستور زبان

Isolated; excluded; estranged. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتقال شده

  • برگردانده

  • خراب واگذارنده

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alienated " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alienated" با ترجمه به فارسی

  • (حقوق) انتقال مالکیت · (در رمان های علمی - تخیلی) موجود فضایی · اجنبى · اجنبی · الین · انتقال دادن · بيگانه · بیگانه · تبعه ی خارجی · خارجى · خارجی · غریب · غریبه · غریبه بودن · غیرخودی · متفاوت · مخالف · مغایر · منحرف کردن · ناآشنا · ناسازگار · نامحرم · وابسته به بیگانگان · واگذار کردن · یجراخ
  • نامانوس به خود
  • حق گمرکی
  • خارجی دشمن (کسی که مقیم کشوری باشد که با کشور او در جنگ است)
  • قابلیت انتقال یافروش
  • ازخودبیگانگی
  • از خود بیگانگی · بی خویشتنی · بی میلی · بیزاری · بیگانگی · بیگانگی (از خود یا دیگران) · جدایی · دوری · روان پریشی · غربت · ناهمبستگی · واپیوستگی
  • )تراک نیرگ( یچراخ مان تبث تراک
اضافه کردن

ترجمه های "alienated" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه