ترجمه "alienism" به فارسی
بیگانگی, (مهجور) روان پزشکی, حقوق شخص بیگانه بهترین ترجمه های "alienism" به فارسی هستند.
alienism
noun
دستور زبان
The fact or position of being an alien; alienage. [..]
-
بیگانگی
That alienation and depression can lead to suicide.
که از خود بیگانگی و افسردگی می توانید منجر به خودکشی شود.
-
(مهجور) روان پزشکی
-
حقوق شخص بیگانه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alienism " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alienism" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) انتقال مالکیت · (در رمان های علمی - تخیلی) موجود فضایی · اجنبى · اجنبی · الین · انتقال دادن · بيگانه · بیگانه · تبعه ی خارجی · خارجى · خارجی · غریب · غریبه · غریبه بودن · غیرخودی · متفاوت · مخالف · مغایر · منحرف کردن · ناآشنا · ناسازگار · نامحرم · وابسته به بیگانگان · واگذار کردن · یجراخ
-
نامانوس به خود
-
حق گمرکی
-
خارجی دشمن (کسی که مقیم کشوری باشد که با کشور او در جنگ است)
-
قابلیت انتقال یافروش
-
ازخودبیگانگی
-
از خود بیگانگی · بی خویشتنی · بی میلی · بیزاری · بیگانگی · بیگانگی (از خود یا دیگران) · جدایی · دوری · روان پریشی · غربت · ناهمبستگی · واپیوستگی
-
)تراک نیرگ( یچراخ مان تبث تراک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن