ترجمه "alight" به فارسی

فرود آمدن, پایین آمدن, روشن بهترین ترجمه های "alight" به فارسی هستند.

alight adjective Verb verb دستور زبان

(intransitive, with from) To spring down, get down, or descend, as from on horseback or from a carriage; to dismount. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرود آمدن

    verb
  • پایین آمدن

    get out of a car

  • روشن

    adjective

    He even attached matches to the brim of his hat and set them alight,

    او حتی به لبهی کلاه خود کبریت میزد و آنها را روشن میکرد،

  • ترجمه های کمتر

    • سوزان
    • نشستن
    • افروخته
    • درخشان
    • فرودآمدن
    • پرنور
    • براق
    • نورانی
    • مشتعل
    • (نادر) بر حسب تصادف ملاقات کردن
    • آتش زدن
    • برق زدن
    • راحت کردن
    • شعله ور
    • قرار گرفتن
    • پیاده شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " alight " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "alight" با ترجمه به فارسی

  • سوزان · شعلهور · قرار گرفته · پایین آمده
  • بزمین نشسته · فرود آمده · پایین آمده
  • بزمین نشسته · فرود آمده · پایین آمده
اضافه کردن

ترجمه های "alight" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه