ترجمه "alienation" به فارسی
بیگانگی, جدایی, بیزاری بهترین ترجمه های "alienation" به فارسی هستند.
alienation
noun
دستور زبان
The act of alienating. [..]
-
بیگانگی
nounThat alienation and depression can lead to suicide.
که از خود بیگانگی و افسردگی می توانید منجر به خودکشی شود.
-
جدایی
noun(2 Timothy 3:2) The result is widespread loneliness and alienation.
( ۲تیموتاؤس ۳:۲) نتیجهٔ این همه، احساس تنهایی و جدایی موجود در جامعهٔ امروز است.
-
بیزاری
-
ترجمه های کمتر
- ناهمبستگی
- واپیوستگی
- غربت
- دوری
- از خود بیگانگی
- بی خویشتنی
- بی میلی
- بیگانگی (از خود یا دیگران)
- روان پریشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alienation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alienation" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) انتقال مالکیت · (در رمان های علمی - تخیلی) موجود فضایی · اجنبى · اجنبی · الین · انتقال دادن · بيگانه · بیگانه · تبعه ی خارجی · خارجى · خارجی · غریب · غریبه · غریبه بودن · غیرخودی · متفاوت · مخالف · مغایر · منحرف کردن · ناآشنا · ناسازگار · نامحرم · وابسته به بیگانگان · واگذار کردن · یجراخ
-
نامانوس به خود
-
حق گمرکی
-
خارجی دشمن (کسی که مقیم کشوری باشد که با کشور او در جنگ است)
-
قابلیت انتقال یافروش
-
ازخودبیگانگی
-
)تراک نیرگ( یچراخ مان تبث تراک
-
یجراخ صخش یترجاهم عضو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن