ترجمه "alienable" به فارسی
واگذاردنی, (مالکیت) قابل انتقال, قابل انتقال بهترین ترجمه های "alienable" به فارسی هستند.
alienable
adjective
دستور زبان
Capable of being alienated, sold, or transferred to another; as, land is alienable according to the laws of the state. [..]
-
واگذاردنی
-
(مالکیت) قابل انتقال
-
قابل انتقال
adjectivebut had every acre been alienable it would have made no difference
ولی قسمتهای دیگر که قابل انتقال بود ارزش زیادی نداشت و فروش هر جریب زمین دردی از وی دوا نمیکرد
-
قابل فروش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " alienable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "alienable" با ترجمه به فارسی
-
(حقوق) انتقال مالکیت · (در رمان های علمی - تخیلی) موجود فضایی · اجنبى · اجنبی · الین · انتقال دادن · بيگانه · بیگانه · تبعه ی خارجی · خارجى · خارجی · غریب · غریبه · غریبه بودن · غیرخودی · متفاوت · مخالف · مغایر · منحرف کردن · ناآشنا · ناسازگار · نامحرم · وابسته به بیگانگان · واگذار کردن · یجراخ
-
نامانوس به خود
-
حق گمرکی
-
خارجی دشمن (کسی که مقیم کشوری باشد که با کشور او در جنگ است)
-
قابلیت انتقال یافروش
-
ازخودبیگانگی
-
از خود بیگانگی · بی خویشتنی · بی میلی · بیزاری · بیگانگی · بیگانگی (از خود یا دیگران) · جدایی · دوری · روان پریشی · غربت · ناهمبستگی · واپیوستگی
-
)تراک نیرگ( یچراخ مان تبث تراک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن