ترجمه "Appraiser" به فارسی
ارزیاب, ارزیاب, تقویم کننده بهترین ترجمه های "Appraiser" به فارسی هستند.
Appraiser
-
ارزیاب
They would stop off in Klipdrift long enough to have their diamonds appraised
انها مدتی در کلیپ دریفت توقف میکردند به اندازهای که بتواند الماسهایشان را نزد ارزیاب ببرند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Appraiser " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
appraiser
noun
دستور زبان
One who performs appraisals. [..]
-
ارزیاب
nounThey would stop off in Klipdrift long enough to have their diamonds appraised
انها مدتی در کلیپ دریفت توقف میکردند به اندازهای که بتواند الماسهایشان را نزد ارزیاب ببرند
-
تقویم کننده
عباراتی شبیه به "Appraiser" با ترجمه به فارسی
-
ارزشیابی عملکرد
-
طریقه ارزیابی استهلاک
-
گزارش ارزشیابی
-
محاسبه ارزشیابی · مصاحبه ارزشیابی
-
قابل ارزیابی · قابل تقویم · قیمت کردنی
-
ارزیابی سرمایه گذاری های سرمایه ای
-
ارزیابی روش مند سازی
-
ارزشیابی عملکرد · ارزیابی عملکرد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن