ترجمه "Bid" به فارسی
قیمت پیشنهادی, پیشنهاد بها, پیشنهاد مزایده یا مناقصه بهترین ترجمه های "Bid" به فارسی هستند.
Bid
-
قیمت پیشنهادی
-
پیشنهاد بها
-
پیشنهاد مزایده یا مناقصه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Bid " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
bid
verb
noun
دستور زبان
(transitive) To issue a command; to tell. [..]
-
دو زن داری
nounoffer at an auction
-
فرمودن
verb -
پیشنهاد
nounI should not wish you to bid high for this lot I have a longing for it myself.
دلم نمیخواست برایش قیمت بالایی پیشنهاد کنید، چون خودم خیلی آرزو دارم بخر مش.
-
ترجمه های کمتر
- مزایده
- دعوت كردن
- پیشنهاد مزایده
- دعوت
- مناقصه
- گفتن
- سعی
- بلوف
- فرمایش
- خواستن
- کوشش
- (امریکا - عامیانه) پیشنهاد عضویت دادن
- (بازی ورق) حرف زدن
- (داروسازی - مخفف لاتین : bis in die) روزی دو بار
- (در اصل) التماس کردن
- (مهجور) اسم مفعول فعل : bide
- (گویش های محلی) دعوت کردن
- استدعا کردن
- اعلام کردن
- بیان کردن
- تعیین قیمت کردن
- درخواست کردن
- دو بار در روز
- سوگند دادن
- قسم دادن
- لابه کردن
- مبلغ پیشنهادی
- پیشنهاد کردن
BID
abbreviation
Bis in die: twice a day, two times per day.
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"BID" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای BID در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Bid" با ترجمه به فارسی
-
اختلاف پیشنهاد خرید و فروش
-
کارمندگیری؛ استخدام؛ دعوت به کار
-
مبلغ پیشنهادی مناقصه
-
(در حراج یا بازی ورق) پیشنهاد قیمت · احضار · تعیین قیمت · خواست · دستور · دعوت · فرمایش · مناقصه · پیشنهاد مزایده
-
(بازی بریج) توپ
-
نرخ مزایده
-
قسط مناقصه / درخواست
-
یک مادربزرگ با نوه های خود که در "مناطق امن" رفح در اثر بمباران اسرائیلی کشته شدند، خداحافظی می کند.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن