ترجمه "biddability" به فارسی
اطاعت, قابلیت شرکت درمناقصه, مزایده شدنی بهترین ترجمه های "biddability" به فارسی هستند.
biddability
noun
دستور زبان
(uncountable) The quality of being biddable [..]
-
اطاعت
-
قابلیت شرکت درمناقصه
-
مزایده شدنی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biddability " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biddability" با ترجمه به فارسی
-
(بازی ورق) دستی که آن قدر بد نیست که آدم جا بزند · دست قابل بازی · فرمانبردار · مطیع
اضافه کردن مثال
اضافه کردن