ترجمه "biddable" به فارسی
فرمانبردار, مطیع, (بازی ورق) دستی که آن قدر بد نیست که آدم جا بزند بهترین ترجمه های "biddable" به فارسی هستند.
biddable
adjective
دستور زبان
Docile, amenable or compliant. [..]
-
فرمانبردار
I'm not sufficiently biddable!
من به اندازه کافی فرمانبردار نیستم!
-
مطیع
-
(بازی ورق) دستی که آن قدر بد نیست که آدم جا بزند
-
دست قابل بازی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " biddable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "biddable" با ترجمه به فارسی
-
اطاعت · قابلیت شرکت درمناقصه · مزایده شدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن