ترجمه "Components" به فارسی
اجزاء, قطعات بهترین ترجمه های "Components" به فارسی هستند.
Components
-
اجزاء
But I think these aren't just the components of remixing.
ولی به نظر من اینها تنها اجزاء فرآیند ریمیکس نیستند.
-
قطعات
Now it's just a question of reassembling the components in the correct sequence.
و حالا بايد قطعات رو دوباره به ترتيب درست سر جايش قرار دهي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Components " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
components
noun
Plural form of component. [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"components" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای components در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "Components" با ترجمه به فارسی
-
رابط بخش مؤلفه ای
-
قطعات الکترونیکی
-
تركيبات رژيم غذايي · عناصر غذايي پرمصرف · مواد غذایی
-
تحلیل مؤلفههای اصلی
-
(ریاضی) مولفه · بخش · تک هشته · جز · جزء · سازنده · سازه · عضو · عنصر · مؤلفه · مختص · مولف · مولفه · هم هشته · همنه · همنهند
-
اجزای غیر زنده
-
آمار به عنوان علم · بهترين پيشبينيكننده خطي نااريب · تجزيه و تحليل آماري · تجزيه و تحليل رگرسيون چندگانه · تحليل احتمال · تحليل برگشت · تحليل عامل · تحليل عاملی · تحليل مبين · تحليل متناظر · تحليل مسير · تحليل مقطع عرضي · تحليل مولفه · تحليل واريانس · تحليل چند متغيري · تحليل کوواريانس · تغيير آماري · توزيع فراواني · روش مبين · روش مونت کارلو · روشهای آماری · عدم قطعيت آماري · فرآيندهاي تصادفي · نظريه بازي · نظريه بيزي · پراكنش آماري · چندهمخطي
-
مولفه هزينه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن