ترجمه "comportment" به فارسی
رفتار, سلوک, رویه بهترین ترجمه های "comportment" به فارسی هستند.
comportment
noun
دستور زبان
The manner in which one behaves or conducts oneself [..]
-
رفتار
nounthat at least one of them will not be comporting himself
که حد اقل، یکی از آنها خود را با رفتاري
-
سلوک
-
رویه
noun -
ادا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comportment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "comportment" با ترجمه به فارسی
-
(با: self-) رفتار کردن · (با: with) موافق بودن با · ادب نگاه داشتن · انجام وظیفه کردن · برائت کردن · برازیدن · به هم خوردن · جور بودن · حامل بودن · دربرداشتن · درخور بودن · درست رفتار کردن · سازش کردن · سلوک کردن · شایسته بودن · همساز بودن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن