ترجمه "Constraint" به فارسی
قید, محدودیّت, اجبار بهترین ترجمه های "Constraint" به فارسی هستند.
-
قید
nounAn indescribable constraint, weariness, and humiliation were perceptible beneath this hardihood.
از بیشرمیش، نمیدانم چه قید و پروا، چه اضطراب و سرافکندگی سر بیرون میکشید.
-
محدودیّت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Constraint " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Something that constrains. [..]
-
اجبار
nounhow constraints, big creative constraints, can boost creativity.
چطور اجبار، اجبارهاى خلاقانه بزرگ، مىتوانند خلاقيت را شكوفا كنند.
-
محدودیت
A nonfunctional requirement that places a limit or dictates a limited range of possibilities.
But we also live in a world with very real constraints and demands.
اما همچنین ما در جهانی با محدودیت ها و تقاضاهای بسیار واقعی زندگی می کنیم.
-
قید
nounAn indescribable constraint, weariness, and humiliation were perceptible beneath this hardihood.
از بیشرمیش، نمیدانم چه قید و پروا، چه اضطراب و سرافکندگی سر بیرون میکشید.
-
ترجمه های کمتر
- فشار
- جبر
- اضطرار
- جلوگیر
- عنف
- وادارسازی
- رادع
- الزام
- (هر چیزی که جلوگیر باشد) مانع
- رفتار مصنوعی (وانمودین)
- سرکوبی (احساسات طبیعی و رفتار غریزی)
- محدودیت ها
- محدودیت- اجبار
عباراتی شبیه به "Constraint" با ترجمه به فارسی
-
محدودیت های داخلی
-
جستجوی رو به جلو
-
محدودیت ظرفیت
-
الزامات منابع، هنگامی رخ میدهد که مدیر پروژه بنا به محدودیتهای خاص منابع دو کار را که میتوانند رابطه SS داشته باشند به شکل FS تعریف نماید.
-
قیود قابل انعطاف · قیود قابل انعطاف، در این الزامات تاریخ خاصی برای کار تعریف نشده است، بلکه تنها به کارهای قبلی و بعدی خود محدودند.
-
محدودیت تماس(برخورد) واحد را جبران میکند
-
محدودیت منابع
-
محدودیت بودجه ای