ترجمه "constrictive" به فارسی
فشارور, فشاری بهترین ترجمه های "constrictive" به فارسی هستند.
constrictive
adjective
دستور زبان
That constricts, or is accompanied by constriction [..]
-
فشارور
-
فشاری
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " constrictive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "constrictive" با ترجمه به فارسی
-
انقباض · تنگ شدگی · تنگراه · تنگسازی · تنگنا · تنگه · تنگی · محدود ساز · محدودیت · محل تنگ شده یا هم کشیده · هرچه که محدود و مقید کند · هم کشش · هم کشنده · هم کشیدگی · همفشاری · گرفتگی
-
(خود را) جمع کردن · ترنجیدن · تنگ کردن · جمع شدن · در تنگنا قرار دادن · دست و بال بسته کردن · محدود کردن · مقید کردن · منقبض کردن · هم کشیدن · همفشردن · وبال گردن شدن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن