ترجمه "Constraints" به فارسی
محدودیت منابع, محدودیت, محدودیتها بهترین ترجمه های "Constraints" به فارسی هستند.
Constraints
-
محدودیت منابع
"Can the circular economy decouple growth from resource constraints?
"آیا اقتصاد دایره ای می تواند رشد را از محدودیت منابع جدا کند؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Constraints " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
constraints
noun
Plural form of constraint. [..]
-
محدودیت
But we also live in a world with very real constraints and demands.
اما همچنین ما در جهانی با محدودیت ها و تقاضاهای بسیار واقعی زندگی می کنیم.
-
محدودیتها
and avoid constraints in its own future.
و ممانعت از محدودیتها در آینده خودش دارد.
عباراتی شبیه به "Constraints" با ترجمه به فارسی
-
محدودیت های داخلی
-
جستجوی رو به جلو
-
محدودیت ظرفیت
-
الزامات منابع، هنگامی رخ میدهد که مدیر پروژه بنا به محدودیتهای خاص منابع دو کار را که میتوانند رابطه SS داشته باشند به شکل FS تعریف نماید.
-
قیود قابل انعطاف · قیود قابل انعطاف، در این الزامات تاریخ خاصی برای کار تعریف نشده است، بلکه تنها به کارهای قبلی و بعدی خود محدودند.
-
محدودیت تماس(برخورد) واحد را جبران میکند
-
محدودیت بودجه ای
-
قید · محدودیّت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن