ترجمه "constrictor" به فارسی
قابض, (هرچه که تنگ یا همکشیده یا منقبض کند) تنگساز, اژدر مار بهترین ترجمه های "constrictor" به فارسی هستند.
constrictor
noun
دستور زبان
That which constricts or tightens. [..]
-
قابض
-
(هرچه که تنگ یا همکشیده یا منقبض کند) تنگساز
-
اژدر مار
-
ترجمه های کمتر
- عضله ی تنگ کننده
- مار بوآ
- مار پیچنده
- هم کش
- هم کشنده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " constrictor " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "constrictor"
عباراتی شبیه به "constrictor" با ترجمه به فارسی
-
(جانورشناسی) بوآی درهم کوب (نوعی مار بوآ که بسیار بزرگ و قهوه ای رنگ و دارای خطهای عرضی است - بومی جنگل های حاره ی امریکا) · بوآی کانستریکتور
-
(جانورشناسی) بوآی درهم کوب (نوعی مار بوآ که بسیار بزرگ و قهوه ای رنگ و دارای خطهای عرضی است - بومی جنگل های حاره ی امریکا) · بوآی کانستریکتور
اضافه کردن مثال
اضافه کردن