ترجمه "Correlation" به فارسی
همبستگی, ارتباط, تلازم بهترین ترجمه های "Correlation" به فارسی هستند.
correlation
noun
دستور زبان
A reciprocal, parallel or complementary relationship between two or more comparable objects [..]
-
همبستگی
nounThere is a direct correlation between self discipline and self esteem.
توجه داشته باشید که همبستگی فراوانی میان انضباط فردی و عـزت نـفس وجود دارد.
-
ارتباط
There's a huge difference between causation and correlation.
يه فرق بزرگ بين علت و ارتباط وجود داره.
-
تلازم
-
ترجمه های کمتر
- تناظر
- همالش
- تقارن
- ربط
- (آمار) همبستگی
- ضریب همبستگی
- هم خویشی
- هم وابستگی
- همال بودن
- همبستگی- رابطه متقابل
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Correlation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Correlation"
عباراتی شبیه به "Correlation" با ترجمه به فارسی
-
پاسخهاي همبسته با انتخاب · پاسخهای انتخابی
-
همبستگی ژنتیکی
-
تجزیه و تحلیل همبستگی
-
مغالطه علت شمردن همبستگی
-
همبستگی مستقیم
-
(آمار) ضریب همبستگی · ضریب کورلاسیون
-
ضریب همبستگی
-
مرتبط · همبسته
اضافه کردن مثال
اضافه کردن