ترجمه "Criteria" به فارسی

ضوابط، معیارها, معیار, رايعم بهترین ترجمه های "Criteria" به فارسی هستند.

Criteria
+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ضوابط، معیارها

  • معیار

    It allows you to set your own criteria

    برای شما این امکان رو فراهم میکنه که معیار اینکه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Criteria " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

criteria noun دستور زبان

Plural form of criterion. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • رايعم

  • ضوابط

    If you meet these criteria, you can sue them here in the U.S.

    اگه تو اين ضوابط رو رعايت کني ميتوني اينجا در آمريکا ازشون شکايت کني.

  • معیار

    Conditions you specify to limit which records are included in the result set of a query or filter.

    It allows you to set your own criteria

    برای شما این امکان رو فراهم میکنه که معیار اینکه

  • معیارها

    If doing whatever it takes is the criteria, my money is on Louis.

    اگه " هر کاری لازم باشه " جزو معیارها باشه ، من روی " لوییس " شرط میبندم.

عباراتی شبیه به "Criteria" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Criteria" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه