ترجمه "criterion" به فارسی
معیار, ملاک, مقیاس بهترین ترجمه های "criterion" به فارسی هستند.
criterion
noun
دستور زبان
A standard or test by which individual things or people may be compared and judged. [..]
-
معیار
nounThat will account for why beauty is a successful criterion for selecting the right theory.
که توضیح خواهد داد چرا زیبایی یک معیار موفق در انتخاب یک تئوری دقیقه.
-
ملاک
noun -
مقیاس
noun
-
ترجمه های کمتر
- ضابطه
- محک
- میزان
- ایاره
- سنجه
- پیمانه
- استاندارد (standard)
- سنگ محک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " criterion " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Criterion
-
معیارها
عباراتی شبیه به "criterion" با ترجمه به فارسی
-
معیار استخدام؛ مدارک استخدام
-
معیارهای انتخاب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن