ترجمه "Existing" به فارسی

بوجود آمدن, حیاط پیدا کردن, موجود بهترین ترجمه های "Existing" به فارسی هستند.

existing adjective verb دستور زبان

Present participle of exist. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوجود آمدن

    Adultery has existed since marriage was invented,

    زِنا از زمان بوجود آمدن ازدواج وجود داشته است،

  • حیاط پیدا کردن

  • موجود

    adjective

    The existing images only reinforce the existing lies.

    تصاوير موجود فقط دروغ هاي موجود را تقويت مي کنند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Existing " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Existing" با ترجمه به فارسی

  • ارزش استفاده جاری دارایی – ارزش مورد استفاده در حال حاضر
  • هست
  • وضعیت کنونی
  • باقی · فعلي · موجود · هست · هستی مند
  • به حیات ادامه دادن · بودن · دارای هستی بودن · دوام آوردن · زیست کردن · زیستن · موجود بودن · هست بودن · هستن · وجود داشتن
  • از پیش موجود
  • بود · بودش · بودن · بودگاری · جاندار · دنیا · زندگی · زیست · زیستمند · فرتاش · فرد · مخلوق · موجود · موجود زنده · موجودیت · هستش · هستی · وجود · وجود داشتن · وجود – موجودیت · کیهان
  • خودآفرید · خودآیند (مانند خدا) · خودبه خود موجود
اضافه کردن

ترجمه های "Existing" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه