ترجمه "Gradient" به فارسی
شیب, شیو, سالک بهترین ترجمه های "Gradient" به فارسی هستند.
gradient
adjective
noun
دستور زبان
A slope or incline. [..]
-
شیب
nounWe calculate gradient surfaces, and drive the bot over to a wall
ما سطح شیب را محاسبه می کنیم و روبات را روی یک دیوار به جلو می بریم
-
شیو
multi-variable generalization of the derivative
-
سالک
noun
-
ترجمه های کمتر
- گرایند
- متحرک
- (راه آهن و جاده سازی) شیب یکنواخت
- (ریاضی و فیزیک) گرادیان
- (زیست شناسی) بر آورد و درجه بندی میزان رشد و سوخت و ساز در جنین یا اندام یا سازواره
- رنگ تدریجی
- زینه مندی
- سرازیر یا سربالا
- ضریب زاویه
- میزان شیب
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Gradient " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "Gradient"
عباراتی شبیه به "Gradient" با ترجمه به فارسی
-
روش گرادیان مزدوج
-
دما شیب · میزان تغییر حرارت بر حسب ارتفاع
-
رجوع شود به pressure gradient
-
ترازنما · شیب سنج
-
میزان کاهش فشار هوا دریک ناحیه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن