ترجمه "Instrumental" به فارسی

مفید، سودمند, سودمند, مفید بهترین ترجمه های "Instrumental" به فارسی هستند.

Instrumental

One of the music genres that appears under Genre classification in Windows Media Player library. Based on ID3 standard tagging format for MP3 audio files. ID3v1 genre ID # 33.

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مفید، سودمند

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Instrumental " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

instrumental adjective noun دستور زبان

Acting as an instrument; serving as a means; contributing to promote; conductive; helpful; serviceable; essential or central. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سودمند

    adjective
  • مفید

    adjective

    was instrumental in preventing commercial whaling from going on,

    در پیشگیری از شکار تجاری نهنگ ها مفید بوده است.

  • موثر

    So, VisiCalc was instrumental in getting personal computers on business desks.

    پس، ویزیکَلک در بکارگیری رایانهها در کارهای تجاری موثر بود.

  • ترجمه های کمتر

    • هنایشگر
    • کارساز
    • پست
    • (تصنیف شده برای سازهای موسیقی) سازی
    • (در برابر: آوازی vocal) آهنگ ویژه ی سازهای بخصوص
    • (دستور زبان) حالت ابزاری
    • (وابسته به ابزار گرایی) ابزار گرایانه
    • (وابسته به یا انجام شده توسط ابزار) ابزاری
    • حالت بایی
    • مفعول معه
    • کنش ابزاری

عباراتی شبیه به "Instrumental" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Instrumental" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه