ترجمه "instrumentalist" به فارسی

نوازنده, ابزارگرایانه, خنياگر بهترین ترجمه های "instrumentalist" به فارسی هستند.

instrumentalist noun دستور زبان

One who plays upon an instrument of music, as distinguished from a vocalist [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • نوازنده

    noun
  • ابزارگرایانه

  • خنياگر

  • ترجمه های کمتر

    • خنیاگر
    • ساززن
    • (فلسفه) ابزارگرای
    • (موسیقی) نوازنده ی ساز
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " instrumentalist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "instrumentalist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه