ترجمه "Meantime" به فارسی

درضمن, موقت, در این اثنا (meanwhile هم می گویند) بهترین ترجمه های "Meantime" به فارسی هستند.

meantime noun adverb دستور زبان

The time spent waiting for another event; time in between. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درضمن

    adverb noun

    In the meantime, I hope that you will accept our limited hospitality.

    درضمن ، اميدوارم شما مهمان نوازي محدود ما رو قبول کنين

  • موقت

    noun
  • در این اثنا (meanwhile هم می گویند)

  • ترجمه های کمتر

    • در این فاصله
    • در این مدت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " Meantime " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "Meantime" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "Meantime" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه