ترجمه "Recurrence" به فارسی
تکرار, عود, تکرار بهترین ترجمه های "Recurrence" به فارسی هستند.
An option that allows the user to specify the intervals at which an appointment or task will be repeated.
-
تکرار
nounAn option that allows the user to specify the intervals at which an appointment or task will be repeated.
The Recurrence tab allows you to set options on how often this event recurs
تب تکرار به شما اجازه میدهد که گزینهها را طوری تنظیم کنید ، که این رویداد چند وقت یک بار تکرار شود
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Recurrence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Return or reversion to a certain state. [..]
-
عود
noun -
تکرار
nounBy the late nineteenth century the recurrence of this pattern had become obvious to many observers.
در اواخر قرن نوزدهم، تکرار این الگو بر بسیاری از ناظران آشکار شده بود.
-
بازگشت
nounI believe Titus is aware of the recurrence.
فکر می کنم " تایتوس " از بازگشت خبر داره.
-
ترجمه های کمتر
- بازگشتی
- بازآیند
- بازآیی
- بازبود
- بازکرد
- بازگیری
- (ریاضی) رکورانس
عباراتی شبیه به "Recurrence" با ترجمه به فارسی
-
(عصب یا رگ) واروگرد · (کالبدشناسی) بازگشت کننده · بازگشتی · تکراری · متناوب · مکرر · پستامند · پستایی
-
رابطه بازگشتی
-
انتخاب ادواری
-
تب راجعه
-
سقط مکرر